ميرزا حسن حسينى فسايى

880

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

پس پايه پرگار را بر موقع تلاقى گذاشته پايه ديگر را بر مبادى اقسام خط ب ، د ، پس به همين فتحه پرگار قوسى كه بر اين دايره رسم شود به منزله قوسى از دايره عرضيه آن كره باشد و ببايد دانست كه مربع را در علم حساب بر غير از آنچه نگاشته شد گويند و آن بر اين وجه است كه هر عددى را در خودش ضرب كنند ، آنچه را حاصل شود مربع و مجذور گويند و آن عدد را جذر گويند مانند ضرب 4 در 4 كه حاصل از آن را يعنى 16 مربع و مجذور گويند و 4 جذر آن مجذور باشد . و معنى ضرب عددى در عددى پيدا كردن عددى ديگر است كه نسبت يكى از آن دو عدد به سوى آن ديگر مثل نسبت واحد باشد به ديگر از آن دو عدد . مانند ضرب 3 در 4 كه 12 پيدا مىشود و نسبت 3 به 12 چون نسبت واحد است به چهار يا نسبت چهار به دوازده چون نسبت واحد است به سه . و قسمت عددى هر عددى ، پيدا كردن عددى ديگر است كه نسبت آن ديگر به واحد مانند نسبت عدد اول باشد به دويم و آن ديگر را خارج قسمت گويند مثل قسمت 12 بر 4 كه 3 پيدا مىشود و نسبت 3 به واحد چون نسبت 12 است به 4 يا قسمت 12 بر 3 كه 4 پيدا مىشود و نسبت 4 به واحد چون نسبت 12 است به 3 . پس قسمت عكس ضرب باشد . اما مسافت : به اعتقاد بيشتر از مسلمانان اندازهء 8 فرسخ است و مسافت در لغت به معنى بعد است يعنى دورى دو نقطه بر سطحى از يكديگر . پس كوتاهتر خطى كه در ميانه آن دو نقطه بر آن سطح افتد ، مسافت ميانهء آن دو نقطه باشد .